مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

51

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> مىداشت كه پر مىشد وبه سوى آسمان مىافكند ومىفرمود : « چون در راه خداست ، اين همه آزارها سهل است . » امام محمد باقر عليه السلام فرمود : « از آن خون قطره‌اى بر زمين نيامد . » پس حضرت گفت : « خداوندا ! اين‌فرزند دلبند من نزد تو كم‌تر از فرزند ناقهءصالح نخواهد بود . خداوندا ! اگر در اين وقت مصلحت در يارى ما ندانستى ، اين آزارها را موجب تضاعف ثواب آخرت ما گردان . » پس آن طفل معصوم را در ميان شهدا گذاشت وبه روايتي در همان موضع دفن كرد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 683 - 684 علىاصغر كه هنوز شش ماه مدت افزون نداشت ، تشنه وگرسنه مىناليد ؛ چه مادرش از شدت عطش شير در پستان نداشت . امام عليه السلام فرمود : « فرزند من على را به من سپاريد تا با أو وداع گويم . » وقماط 1 آن طفل را بگرفت واورا ببوسيد وگفت : ويل لهؤلاء القوم إذا كان جدّك محمّد خصمهم . يعنى : « واي بر اين قوم ، آن روز كه جدّ تو محمد مصطفى با ايشان خصومت آغازد . » آن طفل را بياورد ودر برابر صف برافراشت . گويا همى گفت : « اى بار خداى ! در گنجينهء من جز اين گوهر به جاى نمانده است . اورا نيز همى خواهم در راه تو فدا كنم . » آن‌گاه به كوفيان خطاب كرد كه : « اى شيعيان آل أبو سفيان ! اگر مرا گناهكار دانسته‌ايد ، به اين كودك گناهى نتوانيد بست . اورا آب دهيد كه از شدت عطش ، شير در پستان مادرش بخوشيده [ است ] . 2 هيچ كس اورا پاسخ نگفت . حرملة بن كاهل اسدى تيرى به سوى أو گشاد داد وآن تير بر حلقوم علىاصغر آمد ودرگذشت وخون روان‌گشت . امام عليه السلام كف به‌زير آن‌خون مىداشت وچون سرشار مىشد ، به سوى آسمان برمىافشاند . حضرت باقر عليه السلام مىفرمايد : « از آن خون قطره‌اى به سوى زمين باز نيامد . » حسين عليه السلام فرمود : هونٌ عليَّ ما نزل بي أنّه بعين اللَّه . يعنى : « آسان است بر من چند كه هدف سهام اين دواهي باشم ؛ چه خداوند اين جمله را نگران است . » ثمّ قال : لا يكون أهون عليك من فصيل . اللّهمّ ! إن كنت حبست عنّا النّصر ، فاجعل ذلك لما هو خير لنا . عرض كرد : « اى پروردگار ! قتل طفل من در نزد تو سهل‌تر از كشتن بچهء ناقهء صالح نيست . اگر امروز بازداشته‌اى از ما فتح ونصرت را ، ما را پاداشى از آن بهتر عنايت فرما . » اين وقت ، به روايت ابن‌جوزى كه از علماى أهل سنت وجماعت است ، هاتفى ندا درداد : دعهُ يا حسين ! فإنّ له مُرضِعاً في الجنّة . يعنى : اى حسين ! دست از اين كودك بازدار كه در بهشت از براي أو مرضعى 3 مقرر است كه اورا شير دهد . »